ظرفیت و مسئولیت ( قبله گم کردن )

حرمت جمعیت نور: چرا رابطه کاری، مالی و فامیلی در جمعیت نور ممنوع است.
ژوئن 27, 2020
تخریب های شیشه و درمان آن با متدB.M.T
جولای 9, 2020

ظرفیت و مسئولیت ( قبله گم کردن )

رابطه عجیبی بین ظرفیت و نقطه تحمل ما و مسئولیت های ما وجود دارد. در وضعیت تعادل، هر کدام از ما درست در جایی هستیم که باید باشیم، یعنی امکانات، توانای

با نگاهی سطحی به کلمات و واژه های دستور جلسه این هفته، می توان تا حدی به مفهوم آن پی برد ، اما برای درک عمیق تر موضوع ، بایستی نگاه سطحی را به نگاهی عمیق تبدیل نماییم . در ابتدا نگاهی داریم به واژه های ظرفیت و مسئولیت.

ظرفیت یعنی یک ظرف تا چه اندازه ای گنجایش دارد و مسئولیت، از ریشه سئل، سؤال و مسئول، یعنی کسی که مورد سوال قرار می گیرد و بایستی در قبال مسئولیت خود پاسخگو باشد. مسئولیت یعنی وظایفی که بر عهده ما  گذارده شده  و بایستی در مقابل سوالاتی که در ارتباط با آن مطرح می شود پاسخگو باشیم.

برای آشنایی بیشتر با این مفاهیم طبق معمول از مثال کمک می گیریم .

اگر یک لیوان آب را در نظر بگیرید، این لیوان می تواند مقدار معینی آب یا مایعات دیگر در خود جای دهد که به آن مظروف می گویند. اگر ما بیشتر از این گنجایش، آب داخل لیوان بریزیم، آب اضافی سرریز می شود، یعنی ظرف، کنجایش یا تحمل مظروف را ندارد .
مثال دیگر:  اگر یک تریلر که دارای پنج محور و هیجده چرخ می باشد را در نظر بگیریم، ظرفیت تحمل و بارگیری این تریلر حدود 24 تن  است که با وزن خود تریلر، که حدود 16 تن می باشد، نباید از 40 تن بیشتر باشد، اگر بیش از این بارگیری شود، بایستی منتظر اتفاقات غیر عادی باشیم . مثل آسیب رساندن به پل ها و جاده و همینطور خود تریلی.

همانگونه که در وادی ششم توصیح داده شد، هر چیزی را در نظر بگیریم، نسبت به شرایط و عوامل بیرونی و یا نیروهایی که به آن وارد می شود، یک نقطه تحمل دارد که اگر نیروی وارد شده بیش از نقطه تحمل باشد، از وضعیت تعادل خارج می شود . مانند سرریز شدن لیوان آب و یا شکستن فنرهای تریلی و غیره …

ما انسان ها نیز در مورد مسائل مختلف و عوامل و یا نیروهایی که در زندگی با آنها سرو کار داریم،  ظرفیت یا گنجایش مشخصی داریم . برای مثال، نقطه تحمل ما برای تحمل آب سرد، ممکن است در حدی باشد که بتوانیم حداکثر در آبی با دمای 15 درجه سانتی گراد شنا کنیم، اما اگر دمای آب 10 درجه و یا کمتر باشد دیگر نتوانیم شنا کنیم .

 یا اینکه می توانیم مسافت 500 متر را بدویم و بیشتر از 500 متر از تعادل خارج شویم و دیگر نتوانیم ادامه بدهیم. یا مسائل مالی و پول و خلاصه هر موضوعی را که در ذهن خود تصویر سازی کنیم، می بینیم که ظرفیت خاصی داریم که عبور از آن، ما را به آستانه آشوب می رساند و از تعادل خارج می کند.

پذیرش مسولیت نیز درست به همین شکل است. یعنی ظرفیت و تحمل ما برای پذیرش آن، محدود است. همه انسان ها در زندگی خود دارای مسئولیت هایی می باشند، حالا یکی مسئول اداره یک خانه است، یکی مسئول اداره  یک شرکت سهامی است، دیگری مسئول اداره یک مدرسه است، یکی دیگر مسئول اداره یک مغازه یا کارگاه است و یکی مسئول کارخانه و دیگری مسئول یک شهر .

اگر کسی هم پیدا شود که هیچ کدام از این ها را نداشته باشد، فکر نکنیم بی مسئولیت است،  او نیز مسئول است، حد اقل مسئول خودش که هست و مسئولیت خود و شهر عظیم وجودی، بزرگترین و مهمترین مسئولت است .

رابطه عجیبی بین ظرفیت و نقطه تحمل ما و مسئولیت های ما وجود دارد. در وضعیت تعادل، هر کدام از ما درست در جایی هستیم که باید باشیم، یعنی امکانات، توانایی ها و مسئولیت هایی داریم که مطابق با ظرفیت ماست و اگر مسئولیت ما اندکی از ظرفیت یا گنجایش ما بیشتر شود، از نقطه تعادل خارج می شویم . ما در جمعیت نور، این نقطه را، یعنی جایی که شخص مسئولیتش از ظرفیتش بیشتر باشد و از تعادل خارج شود را نوعی بی تعادلی می دانیم که اصطلاحاً به آن ” قبله گم کردن ”  می گویند. قبله گم کردن، تعبیری از همان خروج از وضعیت تعادل، یا به هم ریختن است. یعنی شخص سرش گیج می رود، نمی داند چه باید انجام دهد، نمی داند به کدام سو باید به ایستد و فراموش می کند که چه افرادی و یا چه سیستمی او را در رسیدن به این جایگاه یاری رسانده اند و فراموش می کند که این مسئولیت را چه کسی به او داده است. نمی داند در حوزه مسئولیتش چه برخوردی درست است و چه برخورد و عملکردی نادرست و در قبال مسئولیت خود نمی تواند پاسخگو باشد.

چند سال پیش که جمعیت تازه شکل گرفته بود، سیستم اداره جمعیت مثل امروز مدون و دارای سیستم یا سامانه نبود و نیروی آموزش دیده کافی هم وجود نداشت و این اتفاق زیاد رخ می داد. در آن زمان افرادی که وارد جمعیت نور می شدند، اغلب با روش سقوط آزاد ( قطع ناگهانی مصرف ) و یا شبه سقوط آزاد و یا سفر اول کوتاه، وارد سفر دوم می شدند و خیلی زود وارد چرخه خدمت و پذیرش مسئولیت می شدند و چون آموزش کافی ندیده بودند و ظرفیت آن ها با این سرعت افزایش پیدا نمی کرد، سنگینی کفه مسئولیت نسبت به کفه ظرفیت، باعث می شد تا شخص از وضعیت تعادل خارج شود و به عبارتی قبله خود را گم کند.

آن زمان افرادی بودند که با گذشت مدت کوتاهی از رهایشان، در حالی که آموزش کافی ندیده بودند و روش درمانشان هم سقوط آزاد بود و به تعادل نرسیده بودند، به مسئولیت هایی چون دبیری، نگهبانی و حتی کمک راهنمایی می رسیدند و به دنبال آن از تعادل خارج می شدند و حالشان خراب می شد، برخوردشان با دیگران تغییر می کرد، حرف زدنشان تغییر می کرد، رفتارهای غیر متعادل از آن ها سر می زد و در نهایت می رفتند و به اعتیاد برگشت می کردند.

به تدریج با پیشرفت جمعیت نور و طراحی ساختارهای مدون و منظم برای واگذاری مسئولیت به افراد و از سوی دیگر، آموزش کافی برای افزایش دانایی و ظرفیت افراد و آماده سازی آنان برای پذیرش مسئولیت، باعث شد که به تدریج این وضعیت از بین برود و ما امروزه مثل آن موقع ها، دیگر شاهد چنین اتفاقاتی نیستیم و اگر هم وجود داشته باشد خیلی کم و به ندرت روی می دهد.

 در حال حاضر افرادی که به جمعیت نور وارد می شوند و سفر اول خود را برای درمان اعتیاد و رهایی آغاز می کنند ، حداقل 10 ماه طول سفر اول را پشت سر می گذارند و در طول این مدت، حداقل 200 ساعت حضور در جمعیت نور و کلاس های آن و آموزش های همه جانبه آن را می گذرانند و بسیاری مسائل را تجربه می کنند و می آموزند که یکی از آن ها، آمادگی برای پذیرش مسئولیت هایی چون مهمانداری، نگهبانی نظم یا  آبدارخانه است، زیرا همین مسئولیت ها نیز بعضاً می تواند باعث قبله گم کردن بشود. تعجب نکنید، دیده شده است که حتی مسئولیت آبدارخانه هم باعث از تعادل خارج شدن فرد شده است و همینطور مهمانداری یا نگهبانی نظم، چون ظرفیت این مسئولیت ها را نداشته اند.

هم اکنون در جمعیت نور، افراد به تدریج با مقوله پذیرش مسئولیت آشنا می شوند و آن را تجربه می کنند و به تدریج ظرفیت آن ها افزایش پیدا می کند. در سفر دوم (حداقل یک سال) یا زمان خاصی طول می کشد تا شخص به درجه کمک راهنمایی برسد، البته اگر از آزمون ها و دیگر مراحل، با موفقیت عبور کند. در طول این یک سال نیز شخص نزدیک به 300 ساعت حضور در جمعیت نور و کلاس های آن را تجربه می کند که با احتساب سفر اول، این عدد به حدود 700 ساعت می رسد . او در این مدت ، مسئولیت های مختلف از جمله مهمانداری، نگهبانی نظم، میکروفن گردانی، آبدارخانه، دبیری و استادی را تجربه می کند و آرام آرام برای مسئولیت های مهمتر، نظیر نگهبانی، کمک راهنمایی و مرزبانی آماده می شود.

پس از گذشت نزدیک به 2 سال از حضور فرد در جمعیت نور، او به اندازه کافی ظرفیت پذیرش مسئولیت را در خود به وجود می آورد.
او اعتیاد خود را درمان کرده است و (درمان سیگار)، یعنی در مسئولیت شهر وجودی خود، که شاید بزرگترین مسئولیت است، کوتاهی ننموده و کارش را درست انجام داده است. انسانی که در قبال مسئولیت شهر وجودی خویش کوتاهی ننماید و در قبال آن پاسخگو باشد و مسئول و فرمانده خوبی برای شهر وجودیش باشد، قطعاً در دنیای بیرون نیز می تواند یک مسئول خوب و با کفایت باشد.

او آموزش ها را دیده و به آن ها عمل کرده است. اگر آموزش ندیده بود و عمل نکرده بود، به درمان و رهایی نمی رسید. او در آزمون هایی چون پذیرش مسئولیت های ابتدایی موفق بوده و حالش خراب نشده است و حال دیگران را نیز خراب نکرده است.
دیپلماسی، روابط عمومی و چگونگی ارتباط با جمع و دیگران را آموخته است، اگر نیاموخته بود از عهده همین مسئولیت های کوچک بر نمی آمد و حالش خراب می شد. اگر نیاموخته بود او را به عنوان استاد جلسه انتخاب نمی کردند و مسئولیت های دیگر را نیز به او نمی دادند.
او مردم داری را آموخته است. اگر نیاموخته باشد در انتخابات نگهبانی یا مرزبانی رای نمی آورد.
بعد از همه این ها، نوبت به کمک راهنمایی می رسد، نوبت به مرزبانی و در ادامه به ایجنت بودن می رسد.

به قول یکی از اساتید جمعیت نور، تکامل در جمع صورت می گیرد . جمعیت نور جمعی عجیبی است. در این جمع، انسان خیلی چیزها را می آموزد و با آموختن آن ها به تکامل می رسد.

در جمع اعضای جمعیت، باید در صراط مستقیم بود، باید صاف بود، باید درست بود، باید یکی بود، باید پیرو اصول، قوانین و حرمت جمعیت نور بود. باید آموخت و عمل کرد، در غیر این صورت  نمی توان با این جمع هماهنگ شد.

آموزش، تجربه و تفکر است و یا به عبارت دیگر ، دانایی است که ظرفیت و نقطه تحمل ما را بالا می برد و افزایش می دهد تا بتوانیم حامل و مجری خوبی برای مسئولیت های خودمان در جمعیت نور باشیم و در مقابل مسئولیت هر زمان مورد سؤال قرار گرفتیم بتوانیم پاسخگو باشیم.

 آیا تا به حال به این موضوع اندیشیده ایم که چطور می شود یک مصرف کننده مواد مخدر که بعضاً جایگاهی در اجتماع و حتی در خانواده خود نداشته است، تبدیل به کمک راهنمایی می شود که می تواند عده زیادی رهجو را در لژیون خود راهبری کند؟

و همه آن ها حرف شنوی کامل و نهایت احترام را نسبت به او داشته باشند و او بتواند تعادل خود را حفظ کند؟ و یا همان کسی که در گذشته مصرف کننده مواد مخدر بوده، در انتخابات مرزبانی بتواند آرای خود را به سطحی برساند که به عنوان مرزبان انتخاب شود و مسئولیت یک نمایندگی و صدها عضو آن را به عهده بگیرد و حالش خراب نشود و از تعادل خارج نشود؟

پروسه درمان اعتیاد در جمعیت نور و به کارگیری متد بسیار پیشرفته B.M.T با استفاده از داروی اپیوم یا اپیوم تینکچر، به تعادل رسیدن سیستم ایکس و ساختارهای جسم، روان و جهانبینی، آموزش های جهانبینی، خدمت کردن و حضور موثر در جمع و در کنار همه این ها، استفاده از مکمل ورزش و داشتن رشته ورزشی، ما را به حداکثر تعادل می رساند و در این وضعیت، ظرفیت ما نیز نسبت به نیروها و عواملی که در زندگی با آن ها سرو کار  داریم، به نحو چشمگیری افزایش می یابد.

تهیه کننده:  گروه کاوشگران جمعیت نور S 19

چهار دهم، تیرماه 1399

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *