جبر و اختیار
آگوست 13, 2020
سیستم ایکس S 19
آگوست 14, 2020

نور:

 هستی بر پایه مثلث نور، صوت و حس شکل گرفته است و ضلع بنیادین آن نور است. اما یک سؤال نیز در اینجا مطرح می شود که ما همه چیز را به واسطۀ نور می بینیم، اما خود نور کجاست؟ برای نمونه یک لامپ منبع نور است که نور از آن متصاعد می شود، اما خود نور نیست؛ مانند خداوند که نور زمین و آسمانهاست. عرفا می گویند خداوند از شدت حضور، پنهان است.

نور یک صورت آشکار و یک صورت پنهان دارد. صورت آشکارش فوتون های نوری است؛ اما صورت پنهان آن دانایی است. حواس انسان همگی با یکدیگر ارتباط دارند ولی حس های بنیادی، حس بینایی و شنوایی است که در کتاب شریف نیز آمده «والله السمیع و البصیر». اما باید متذکر شد که حس در انسان دارای محدودیت هایی می باشد. مواد مخدر اولین آسیبی که به انسان می زند این است که حس را آلوده می کند؛ گویی پرده و لایه ای بر روی حس قرار می گیرد که کارایی آن را دچار اختلال می شود.

در حالت طبیعی وقتی دست انسان با جسمی داغ تماس پیدا می کند، سلول های عصبی پیام داغی را به مغز نمی رساند تا از طریق مغز دستور پس کشیدن دست را صادر شود؛ بلکه خود سلول های عصبی دارای عقل هستند و دستور کشیدن را صادر می کنند و این موضوعی اعجاب انگیز است.

اعجاب خلقت همین است که تمامی سلول های ما از ابتدای لقاح دارای عقل و شعور کامل هستند؛ که اگر چنین نبود بعد از لقاح و در تکثیر سلولی چگونه می دانستند که کدام سلول باید دست، و یا کدام سلول چشم را تشکیل دهد. نکته جالب دیگر این است که هرعضوی که بیمار شود یا دچار اسیب گردد، همین سلول ها با شعور و عقل کامل خود به ترمیم آن می پردازند. یک به یک سلول های بدن در رسیدن انسان به کمال در حال تلاش هستند.

سیستم آموزشی جمعیت نور بر پایه نصیحت نیست، بلکه هر یک از ما باید به درک درونی برسیم. تربیت یعنی که خود را ساختن، بعد از ان به دیگران پرداختن و در ادامه نباید به مسئله نظم ساده نگاه کرد، نظم یک سرفصل است که دارای شقوق بسیاری است و بسیاری از مطالب در موضوع نظم باید با هم در نظر گرفته شوند. نظم، نقطه آغاز رسیدن به تعادل هاست و تأکید همۀ راهنماها بر نظم به همین دلیل است.

تمام بنیادهای هستی بر پایه بنیادهای اصیل تر بنا شده اند، برای نمونه جاذبه بر پایه ماده سوار است و بین اینها تقدم و تأخر رتبه ای برقرار است و نه تقدم و تاخر زمانی. در همۀ مثلث هایی که در جمعیت نور مطرح می شود، ضلعی بنیادی وجود دارد که آن ضلع پایبندان است و تقدم بر دیگر اضلاع دارد.

مثلاً؛ مثلث نور، صوت و حس، ضلع بنیادی: نور

مثلث جسم، روان و جهانبینی، ضلع بنیادی: جسم

مثلث حقیقت، تفکر و عمل سالم: ضلع بنیادی: حقیقت

 تفکر یک برنامه می باشد که خداوند در هستۀ انسان قرار داده است، مانند نرم افزاری که در ماشین حساب قرار دارد و محاسبات را انجام می دهد. خداوند این برنامه را در انسان قرار داده است که تجربه و آموزش نیز از طریق همین برنامه عمل می کند.

خواب :

هر چقدر در خواب کند و کاو کنیم، بیشتر با عوامل آشکار مسئله خواب روبرو می شویم. سه هورمون اصلی که تأثیر آنها بر خواب به مراتب بیشتر از هورمون ملاتونین است عبارتند از: آدرنالین، استیل کولین و سروتونین.

برای مثال: وقتی حیوانی را بیهوش میکنند برای به هوش آوردن مجدد از سروتونین استفاده میکنند.

سروتونین هورمون نشاط است. جنسیت هورمون سروتونین با هورمون دوپامین متفاوت است. ممکن است انسان در برخی اوقات پر انرژی بوده ولی با نشاط نباشد. عموماً مصرف کنندگان بیشتر از افراد دیگر این مسئله را تجربه میکنند.

فتون های نوری امواجی هستند که قابل دیدن با دستگاه های فیزیکی نمی باشند، اما وجود دارند. ممکن است در نور مستقیم خورشید بیشتر بوده و در نور غیر مستقیم کمتر باشد. وجود نور بر صور آشکار و پنهان ما تأثیر بسیاری دارد؛ هم به صورت مستقیم و هم غیر مستقیم.

در مورد صور آشکار نور: مثلثی است که عبارتند از: تنفس،تغذیه و خواب. دلیل بنیادی بودن آنها نیاز انسان به هر سه برای زنده ماندن است. عملکرد تمام بنیانهای حیاتی به طور مستقیم در اختیار انسان نیست. برای مثال: اگر اختیار تنفس در دست انسان باشد، با فراموشی آن انسان خواهد مرد. ابزار اندیشه انسان جسم است.

 تغییر در تفکر و اندیشه باید به اندازه ای باشد که شخصیت قبلی انسان نابود گردد. برای مثال: برای تبدیل خانه ای کلنگی به یک ساختمان نو، خانه میبایست به طور کلی تخریب شده و مجددا از نو پایه ریزی و بنا شود. زمانی که چشم شناخت درونی روشن شود آنگاه می توان بسیاری از مسائل را دید.

برای رسیدن به خواب آرام، باید تعادل و فیزیولوژی خواب رعایت شود. مانند زمان خواب، خوراک و به طور کلی رعایت اصول درست خوابیدن.

زمان خوابیدن در انسانها متفاوت است. در برخی افراد ممکن است پنج ساعت خواب کفایت کرده و برخی دیگر خواب کمتر از هشت ساعت تعادل در جسم شان را برهم میزند. بیدار شدن در ساعات اولیه صبح به واسطه نور و ترشح برخی از هورمون ها، سطح انرژی در بدن را بالا می برد. نظم خواب هرگز از شب درست نخواهد شد، بلکه با بیداری صبح خواب را می توان به نظم رساند.

به نظم رسیدن در خوابیدن و بیدار شدن، از اهمیت بسیاری برخوردار است. اگر بتوان زمان خواب را از ساعت 10 شب تا ساعت 5 صبح تنظیم کرد. بهترین نتیجه در تعادل خواب حاصل خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *